یکی من یکی تو
مثل پروانه ای در مشت چه آسون میشه ما رو کشت
آينه پرسيد که چرا دير کرده است ، نکند دل ديگری او را اسير کرده است ، خنديدم و گفتم ، او فقط اسير من است ، تنها دقايقی چند تاخير کرده است ، گفتم امروز هوا سرد بوده است ، شايد موعد قرار تغيير کرده است ، خنديد به سادگيم آينه و گفت ، احساس پاک تو را زنجير کرده است ، گفتم از عشق من چنين سخن مگوی ، گفت ، خوابی ، سالها دير کرده است ، در آينه به خود نگاه می کنم ، آه ، عشق تو عجيب مرا پير کرده است ، راست گفت آينه که منتظر نباش ، او برای هميشه دير کرده است. در دادگاه عشق ، قسمم قلبم بود ، وکيلم دلم ، حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و محکوم شدم به مرگ ، کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم به او بگوييد که دوستش دارم. بايد گريست ، بايد گريه کرد ، اشک ريخت و سوخت ، بايد گريست برای قفس هايی که از سايه خسته اند ، بايد بود برای شب هايی که باران می بارد ، ای که به آسمان غريبی ام بدرود گفتی ، من بی تو غريب ترين شرقی دنيايم ، کجايی ای صميمی ترين رويای کودکانه ام ، کاش پنجره ای بود ، کاش باز همه آسمان آبی بود ، کاش باران می باريد تا از قفس چوبی برايت ترانه می خواندم. شايد زندگی آن جشنی نباشد که آرزويش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زيبا برقص. اگه کسی رو دوست داری ، نه براش ستاره باش نه آفتاب ، چون هردوشون مهمون زود گذرند ، پس براش آسمون باش که هميشه بالای سرش باشی. در شيرينی بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه جدايست. همیشه عاشق کسی شو که قلب بزرگی داشته باشه تا مجبور نشی برای جا شدن توی دلش خودتو کوچک کنی. دوستت دارم حتی اگه قرار باشه شبی بی چراغ در حسرت پیدا کردنت تموم پس کوچه ها رو زیر بارون قدم بزنم ، فراموشم نکن. می دانی چه می شود وقتی تمام احساست و عشقت را جمع کنی و همه را به یک نفر هدیه کنی ، مایه نشاطش باشی و تمام تلاشت شاد نگه داشتن او باشد ، اما او بی اعتنا باشد و بی تفاوت.اینچنین است که لحظه های خاموشی جان می گیرند. 








| Design By : Night Skin |



